امید، جان دارد، قاتل دارد

قرار نبود اینطور بگذرد

ما برای زندگی آمده بودیم

ما چه می‌دانستیم دنیا چه شکلیست؟

ما چه می‌دانستیم اینجا کجاست؟

ما چند تا روح بودیم

چند تا روح سفید

ما چه می‌دانستیم اینجا تا این حد سیاه است؟

ما فقط رنگ ها رو دوست داشتیم

خوبی را دوست داشتیم

دوست داشتیم تلاش کنیم تا بلکه اوضاع بهتر شود

تلاش کنیم، نه اینکه تبدیل به سربازانی شویم که در جنگی نابرابر هر روز میمیرند

ما آمده بودیم بخندیم، شاد باشیم، اشک شوق بریزیم، آدمها را در آغوش بگیریم و در آغوش آدمهایی دیگر فشرده شویم، روی برگ های پاییزی قدم بزنیم، عطر گل ها را بشناسیم، آدم برفی بسازیم و برای رسیدن بهار و نو شدن سال، لحظه شماری کنیم

قرارمان با زندگی این نبود

قرار بود امیدوار باشیم

امید، فقط یک کلمه نیست

امید، زنده است، جان دارد

و مثل هر موجود دیگری که جان داشته باشد، میتواند کشته هم شود

امید ما کشته شد

قاتل داشت

پ.ن کمی طولانی: یه چیزی براتون تعریف کنم برگی براتون نمونه

آقا ما امروز رفتیم وبلاگ یه بنده خدایی کامنت گذاشتیم

این اومد جواب ما رو که داد گفت یکی از پستای وبلاگتو خوندم( الان میخوام همه پستا رو پاک کنم دوباره و اگه جدید اومدی اینجا پستی نمیبینی به جز این ولی کسایی که منو همیشه میخونن میدونن پست چهل روز رو خونده بود)

و اینکه خلاصه

گفت ناامیدی رو رواج میدی و نمیدونم باید جوابگوی خدا باشی الان تو آمریکای رو به فروپاشی و چه میدونم کره و آلمان و اینجور جاها مردم شادی و امید ندارن چون شیطان اونجاست و شیطان کارش مأیوس کردن مردمه

اما ما امید داریم و این حرفا حالا دقیق یادم نیست حرفاشو محتواش اینا بود

بعد گفت اگه ذهنت سیاهه یه مدت ننویس

حالا اگه واقعا ذهنم سیاهه بگین یه مدت برم انقد ناامیدی رواج ندم

PINK THEME