بدبینی

امروز دو ساعت و نیم درس خوندم

تا شب حال و حوصله داشتم قشنگ ولی این نیم ساعتی که مونده بود واسه شب رو به زور خوندم ولی مهم اینه که خوندم

امروز ساعت حدودا ساعت چهار و نیم یکی از دوستام بهم پیام داد و من همون لحظه جواب دادم اما دیگه سین نزد و تا الان ازش خبری نیست حتی اس ام اس هم که دادم جواب نداد

در حال حاضر من در حال تصور تماممممم سناریوهای منفی و وحشتناک توی ذهنمم و اگه امشب خبری از خودش نده احتمالا عقلمو از دست بدم

تو این مسئله خیلی بدبینم واقعا

یعنی همش حس میکنم یه اتفاقی افتاده

یادمه دو سه هفته پیش شنبه بود که به سرویسم پیام دادم که مدرسه نمیام تا آخر هفته

و برخلاف همیشه جواب نداد

من تا هفته بعد حس میکردم حتماااا اتفاقی افتاده تا اینکه هفته بعد با یه شماره دیگه پیام داد بهم و فهمیدم تنها اتفاقی که افتاده این بوده که از این به بعد اون یکی شمارشو چک میکنه

نمیدونم چرا اینجوریم واقعا

ولی در کل امیدوارم دوستم از خودش خبر بده این روزا چون سالگرد نازنین هم نزدیکه و حدود ده روز دیگس، این افکارم شدید تر هم شده

پ.ن: نازنین یکی از بچه های مدرسمون بود پارسال دوازدهم بود و ۱۴ اسفند فوت کرد

PINK THEME